شنبه هشتم تیر 1387
سیاست حال حاضر ایران دچار مهندسی جناح حاکم بوده و حاصل نوعی نابسامانی و بی برنامه گی و البته فضای ناامید کننده و سردی است که نه کسی را انگیزه ای مانده و نه در کسانی شور و حالی! اما منطق تکاملی جامعه جوان و تحول خواه ایرانی را نه باید و نه میشود نادیده گرفت کافی است پای صحبت شهروندانی که به بهانه های گونا گون از فضای فعلی مدیریت کشور نه نگران ! که شدیدا ناراضی اند بنشینیم و از فاصله خواست و نظر و نگرش اکثریت با رفتارهای جناح حاکم و سیاستهای فعلی به وضعیت دوگانه گی عمیق میان مردم و سیاست های فعلی دقیق شویم ! فضای فعلی جوری است که نه با فرافکنی های دولتمردان نهم قابل ترمیم است نه با توجیه های اخیر آقای احمدی نژاد در سیما و وعده انقلاب اقتصادی در یک سال عمر باقی مانده دولت نهم شکاف معنادار اکثریت با سیاستهای موجود را میتواند پر کند! اینبار جامعه ایرانی نیازمند زایشی اجتماعی و همه جانبه است نخبه گان سیاسی و تحول خواهان و پی جویان دموکراسی و جریاناتی سیاسی و اجتماعی که خواستارات توسعه دموکراتیک جامعه ایرانند به نظر نیازمند دور هم نشینیند چه اینبار سرنوشت خیل بسیاری از طبقات اجتماعی و اکثریت مردم به نابسامانی های موجود گره خورده چه دولت نهم و اصولگرایان باز هم به مهندسی مجدد سیاست در ایران می اندیشند و با کنترل قدرت تمام حاضر به تقسیم کیک قدرت با دیگران و ملت نیستند و نا نوشته فضای سیاست را سرد و بیصدا میپسندند اما حول آرمانهای اصلاحات و مطالبات اساسی مردم چون آزادی های اساسی و دموکراتیک شدن شرایط و تحولات همه جانبه میتوان اجماع کرد دیر نشود فقط!
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 21:7 |
لینک ثابت
•
دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387
در زمانه ای که همه قدرت و تمام ابعاد سیاست در ایران در اختیار یک جریان بوده و دولت نهم و سیاستهای عوام فریب و غریزه مدار و منطق گریزش فضای عمومی کشور را به نوعی به سمت به همریختگی تمام عیار پیش برده! و اکثریت مردم وضعیت کشور را بحرانی میبینند و در شرایطی که تبلیغات و گفتارهای کلی همچون وجود مافیا نتوانست فرجامی برای بازسازی وجهه از دست رفته دولت نهم و سیاست های پوپولیستی آقای احمدی نژاد بازسازی کند و در حالی که آقای الهام بی توجه به شعور مخاطب از بهبود سی در صدی وضعیت مسکن حرف بی پایه ای میزند! دیگز به چی نمیتوان شک نکرد! جالب اینکه سیاست عوامفریب وجود مافیا در کشور و بازی با کارت تبلیغی عوامفریبی به نام مفاسد اقتصادی با افشاگری اخیر از دست دست اندرکاران دولت نهم در رفته بعد از سه سال اینک مشکلات این مرز و بوم در عرصه های بین المللی اقتصادی و مدیریت کلان کشور به قدری عیان است که نیازی به بیانش نیست! اما در اردوگاه دوستان یعنی اصلاح طلبان به نظر بیس و پیش از هر زمان در آستانه انتخابات دور بعد ریاست جمهوری نیاز به جدیت و اقتدار داریم جامعه ایرانی برای نسبت برقرار کردن با استراتژی بسیج عمومی برای طرحی عقلانی و پایدار و نو انداختن آماده اقناع شدن است این سردی نسبی سیاست در اردوگاه اصلاحات که آرمان دموکراسی و توسعه دموکراتیک و آزادسازی حقوق اساسی ملت را در سر دارد بایستی با استراتژی تاثیرگزاری در آینده سیاست و جامعه ایرانی جایگزین شود که فردا دیر است!..
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 19:34 |
لینک ثابت
•
سه شنبه هفتم خرداد 1387
سرانجام مجلس هفتم كه ضعيفترين و به نوعي بي فريادترين و البته كم نظارت ترين مجلسها بود دوره اش تمام گشت و مجلس هشتم كه اكثريتش چون خلف هفتمش در شرايط مهندسي شده سياسي و حذف گسترده رقبا در اختيار اصولگرايان است - امروز كار خود را آغاز كرد. واقعيت آنكه سطح سياست در ايران به حدي پايين آمده كه به راحتي انتخاباتي با كمترين مشاركت مردم برگزار ميشود و بخش مهمي از مطالبات مردم پاسخ داده نمي شود و دولت نهم هم با بي برنامه گيهايش مشكلات عديده اقتصادي و سياسي و بين المللي را موجب ميشود و اما نوعي بيحالي را حتي در سطح نخبه گان و حرفه اي هاي سياسي شاهدش ميشويم! به راستي ما را چه شده است چرا همچنان دموكراسي و حقوق بشر و برخورداري از رفاه اجتماعي و برابري سياسي مساله ماست در زمانه اي كه صد سال است از مشروطه براي اينها فعاليم! نسل من كه از دوم خرداد علم اصلاحات اساسي متناسب با مطالبات آزادي خواهانه اكثريت را به دست گرفت چه بر سرش آمد؟! و چرا اين همه بيتفاوتي ؟ آيا به خودزني سياسي و نوعي بيميلي نسبت به بالندگي و تاثيرگزاري دچاريم؟ به نظرم همفكران اصلاح طلب و كساني كه به رويه هاي حاكم سياسي منتقد و معترض اند بايستي نه پي گرفتن حد اقل ها كه تلاش براي بر گرداندن اقتدار سياسي به اردوگاه اصلاح طلبي را نازمندند ! اقتدار سياسي ما و مزيت نسبي ما در ميان جامعه و در دل اكثريت خاموش و معترض به وضع موجود نهفته است .تا دير نشده براي همراهي جامعه و پشتيباني از روند خواست جامعه بجنبيم! چرا سردار نظري كه همراه نيروهاي خودسر حرمت دانشگاه را در حادثه تير شكستند جرات كنند به خاتمي كه البته نه به او كه به آرمان اصلاح طلبي اعترض بي جايي كند؟! ...
پی نوشت- لینک مقاله چاپ شده ام در روزنامه کارگزاران http://kargozaaran.com/ShowNews.php?12047
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 19:3 |
لینک ثابت
•
پنجشنبه دوم خرداد 1387
دوم خرداد و ورود خاتمی با پشتوانه جنبش مردمی در سال ۷۶ برای نسل من که در آغاز تجربه جوانی بودیم آغازگر ورودمان به سیاست هم بوده! نیاز به گفتن نیست که بعد از یک قرن که از مشروطه میگذرد و در قرن بیست و یکم که عصر دانش و اطلاعات نام گرفته و بسیاری از مسایل در زمان حال چون دموکراسی آزادی حاکمیت قانون و توسعه سیاسی و آزادی بیان و حقوق بشر در ذهنیت امروز بشر حل شده ُ جامعه ایران هنوز در وضعیتی است که در کنار مطالبات فزاینده اقتصادی و اجتماعی همچنان نیازمند حل مساله توسعه سیاسی است و دموکراسی و نظام سیاسی مبتنی بر خواست نهادی شده مردم محل بحث محافل سیاسی و روشنفکری است! یازده سال از دوم خرداد و خیزش آزادیخواهانه و جنبش مردمی و تحولگرای دوم خرداد میگذرد . البته دوم خرداد درسهایی داشته برای نسل ما که آغاز رفتمان به دانشگاه و احساس مسئولیت جمعی مان مقارن با سال ۷۶ بوده و البته ورودمان به سیاست هم از همین تاریخ رقم خورده! اینکه همراه اکثریت در آغاز تشنه آزادی های قانونی و حقوق اساسی اجتماعی سیاسی و شهروندی مان بودیم. گرچه حتی گاهی تصوری از آنچه اتفاق می افتاد و میخواستیم نداشته ایم چه حتی نخبه گان ما هم خود را برای بعد از دوم خرداد مهیا نمی دیدند به هر ترتیب در این یازده سال گرچه سیاست ورزی از نوع دو خردادی اش بنا به دلایلی از جمله برخوردهای مهندسی شده و نوع ساختار سیاسی در ایران به سردی گراییده اما صورت مسایل ما هنوز حل نشده چه توسعه دموکراتیک و تحول خواهی ما ایرانی ها و مطالبات فزاینده شهرونده بیش از گذشته به گسست ملت و حاکمیت منتهی شده و البته نخبه گان و جریانات اجتماعی سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه به نظر بیش از هر زمانی نیازمند طرحی نو در انداختن هستندبرای بسیج دوباره جامعه و پشتیبانی از حقوق اساسی مردم!
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 11:7 |
لینک ثابت
•
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387
این روزها هرجا حکایت نابسامانی جامعه ایرانی است! چه اعتماد از باورهای اجتماعی رخت بر بسته و اخلاق و رفتار شخصی اخلاق مدار سکه نایابی است در این بین رابطه ملت و حاکمیت گسست معنا داری دارد و البته اکثریت طبقات اجتماعی سلایق و علایق و سبک زندگی و ارزشی متفاوت از حاکمیت را باور دارد جناح حاکم اصولگرا و دولت احمدی نژاد با تمام قوا سعی در کنترل فضای سیاسی اجتماعی دارد اما نتوانسته است با خواست و اراده عام اکثریت جامعه ارتباط معنا داری برقرار کند و تورم -گرانیها و نابسامانی های طرح های اقتصادی دولت احمدی نژاد و برنامه های اصولگرایان امکان هر رضایتمندی نسبی را هم از بین برده. در چنین شرایطی نشاط اجتماعی از جامعه ایرانی رخت بر بستهُ امیدی به گشایش امور نیست و حجم عظیم نارضایتی ها مدیریت سیاسی کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد! جناح حاکم اصولگرا با مهندسی انتخابات های گذشته و با کنترل گسترده سعی در کشاندن اکثریت به سمت انفعال اجتماعی و بیتفاوتی سیاسی داشته و مردم را بی انگیزه و دلسرد و بیصدا میخواهد . احمدی نژاد و حلقه دوستان نوپایش! هم با مهندسی تصمیمات عوام فریب دولت و با تغییر وزیر کشور به سمت فتح دوباره صندلی ریاست جمهوری دوره آینده خیز بر داشته اما رقیب صاحب رای و صاحب اقتدار اجتماعی آنها خاتمی است . چه خاتمی فارغ از هر تحلیلی همچنان رقیب قدری است و بر این اساس زودتر جلوی خاتمی صف بسته اند چه کابوس آمدن دوباره خاتمی میتواند خواب ناز از سر اصولگرایان و حاکمیت یک دست بپراند! اما ما بیش از هر زمانی نیازمند استراتژی مبتنی بر پرداختن به سرمایه های اجتماعی برای حمایت از مطالبات اساسی و آزادیخواهانه و دموکراتیک ملت هستیم!
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 17:50 |
لینک ثابت
•
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387
در میان سردی فضای سیاست و بی میلی جامعه ایرانی به مشارکت در انتخابات و با وجود نا عادلانه بودن انتخابات مجلس هشتم گو اینکه حرف زدن بدون پشتوانه و پاک کردن صورت مساله رسم جدید سیاستمداران حاکم ماست. جناب رییس جمهور احمدی نژاد و یاران اندکش به جای پرداختن به حجم مشکلات مدیریت کلان کشور به توجیه ناپختگی سیاسیشان مشغولند و دولت کارش شده سخنرانی و جنجال افرینی و پریدن به این و آن و سفرهای بی حاصل به کشورهای دست چندم جون سریلانکا و بخشش های نابحا! . نخبه گان و اندیشمداران نیز در کار این مملکت و در رفتارهای سیاسی و اجتماعی اکثریت مانده اند! بخش کثیری از مردم هم که با سیاست و تدبیر در امور کشورشان قهرند! به میمنت حاکمیت جناح راست دیروز و اصولگرای امروز و همراهی سپاه و سرداران وزیر و وکیل منتسب به سپاه هم که حاکمیت یکدست جای تنفسی برای اصلاحی گری و سیاستورزی باقی نگذاشته! از نسل ۷۶ و دوم خردادی های دیروز و اصلاح طلبان امروز هم که ما ها مانده ایم ! و خاتمی البته!!.. اگر با نگاه تیزبین و به دور از هیجانات مرسوم بخواهیم راهی را بجوییم این راه از مسیر توجه به سرمایه اجتماعی میگذرد ما بیش از گذشته به همراهی اکثریت مردم و اقناع جامعه برای هم آوایی با گفتمان تحول خواهی و اصلاح طلبی نیازمندیم و در این راه نیازمند بازگرداندن اقتدار سیاسی به اردوگاه خود هم میباشیم! احمدی نژاد و حامیانش و جریان حاکم نتوانسته هژمونی سیاسی را با نبض جامعه ایرانی تنظیم کند چه نامه نوشتن احمدی نژاد به حداد و یا رقابت لاریجانی و حداد در مجلس و به هم ریختگی اردوگاه اصولگرایان نشانگر پایان ماراتن خودنمایی سیاسی آنهاست! اما این بار طرحی نو باید و اقتداری از نو شاید نیاز ماست!
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 11:58 |
لینک ثابت
•
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387
در خلسگی جوانی و در اوج امید و آرزو- همزمان با دانشگاه رفتمان (سال ۷۶)-به جای پرداختن به نشاط و پی دل رفتنهای بسیار به بازی سرد سیاست گرویدیم! چه در سر بزرگترین آرمانها و در دل شور انگیزترین خواهشها داشتیم نه برای خود که برای همسالان حتی برای آدمهای بیشمار هم! که در پستوی خانه های پرهیاهوی دوران دانشگاه با تحلیلهایی از جنس فلسفه بافیها! برای جهان هم گاهی برنامه میجستیم! در سر هوای آدمها و سعادت نوع بشر و سودای حقوق بشر و دموکراسی اما گاهی هم در کار خویش و تجربه جوانیمان میماندیم که حتی پیش عزیزترین کسمان و دلبخواه ترین حادثه جوانی مان کم می آوردیم! به سیاست از نوع درهای باز و به نجوای خاتمی هم دلها میبستیم و نایافته هامان را در شلوغی روابط معادلات مبهم سیاست میجستیم! اما اینهمه هیاهو و کنکاش برای گشایش امور سال به سال مارا از جوانی دور و از دلبخواهیها گریزان و از نزدیکترینها هم گاهی دور! و از خود هم مغرور و پرتواقع میساخت! بازار سیاست به رسم بازی پیران نه بر مدار ما که بر قاعده قمار پیران میچرخید و ما بعد از یک دهه خواندن و تحلیل کردن و سیاست را پیشه کردن چه زود دیرمان شد و چه از نزدیک از حادثه هایی بکر و از زیباییها و دلفریبیهایی زلال و از لحظاتی ناب در همسایگی مان به چشم بستنی گذشتیم و اینک ما مانده ایم خماری قمار زمان! چه ما یک دهه پیش تحول میجستیم و امروز سیاست رنگ باخته و ما البته به رسم بزرگان زیستن و به قاعده تدبیر سر کردن رسیده ایم زمانه هم عوض شده از خاتمی و سال ۷۶ به احمدی نژاد و مصائب دولتش رسیده ایم و اما به سهم خویش از چه ها که نگذشتیم و به چه ها که نرسیدیم!
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 1:44 |
لینک ثابت
•
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387
هر از چندی آقای احمدی نژاد بی توجه به منطق کلام و شعور جمعی نخبه گان و حتی اکثریت به راحتی صورت مشکلات کلان مدیریت سیاسی اقتصادی کشور را با چند جمله و با چند حرکت سیاسی پیش پا افتاده و با ادعاهایی از جنس نمیگذارندها پاک میکند و در انتها با یاد آوری نقشه های استعمار و قدرت های بزرگ و .. ادعا میکند که به تنهایی به فکر سعادت ملت است و بس! اما افکار عمومی و هر کسی که در این مملکت از اندک حافظه و هوش و عقل و قدرت مشاهده برخوردار باشد به راحتی حجم مشکلات اقتصادی از بحران تورم تا بی برنامه گی اقتصادی و نا بسامانی ها در امر اقتصاد را میفهمد. ناگفته مشکلات مربوط به سطح پایین مشارکت سیاسی و دخالتها در انتخابات و بیتوجهی ها به خواست و مطالبات آزادی خواهانه و دموکراسی خواهانه پا برجاست. جناب رییس جمهور مردم میگویند! یادتان نرود که شما نمیتوانید حجم نارضایتی ها از سیاستها و شیوه مدیرت دولت نهم را بامواضع وبرنامه ها ی عوام فریبانه و یا با تغییر چند وزیر کابینه و با آدرس غلط دادن های غلط و با نامه نوشتن و توصیه به این و آن و با چند سخن رانی و با احساسی گری و عوام فریبی سر هم بندی کنید! اخلاق سیاسی حکم میکند که احمدی نژاد و یاران اندکش! که توان تحمل هیچ مخالفتی را ندارند مسوولیت مشکلات عدیده اداره کشور را بپذیرند. واقعیت اینکه حرفهای احمدی نژاد ادعایی بیش نبوده و نیست و مواضع سیاسی اش فیگوری است جهت خالی نبودن عریضه! لزومی برای اغراق در مورد حرفهایش نیست چه نتیجه سیاستهای دولتش در این سه سال نه به کام مردم خوش آمد و نه در یادها خواهد ماند مگر نه اینکه رسم است گویند ..خرم آن نغمه که مردم بسپارندش به یاد!
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 16:54 |
لینک ثابت
•
چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387
گاهی که در رفتارهای فردی مردم و اخلاق اجتماعی جاری جامعه ایران دقیق میشوم بیشتر به نسبت مسایل سیاسی و اجتماعی جامعه ایرانی با رفتار فردی شهروندان با همه تفاوتهای طبقاتی و کلاس اجتماعی پی میبرم. این مشکل ربطی به جایگاه حتی سیاسی یا اقتصادی افراد هم ندارد. چه نا امیدی و خستگی در میان مردم به جهت بیکاری و تورم امری عادی است. برنامه های نا منظم و نا به جای اقتصادی دولت و حرفهای به جای مانده و قولهای جناب احمدی نژاد اعتماد اکثریت را به تکامل و توسعه کلان جامعه ایران سست کرده. به دلیل رفتار های جناح حاکم در مجلس و دولت در سیاست انگاری مردم هیچ کاره اند! نوعی آنارشی و بی نظمی را در تمام سطوح جامعه شاهدیم. چه در سالیان اخیر درناخود آگاه جمعی اکثریت خاموش مردم ایران هر تمایلی به گشایش فضای سیاست و اجتماع و هر توسعه و پیشرفتی در عرصه اقتصاد و هر تحولی در سطح زندگیها نوعی تمایل ارضا نشده است! جامعه دانشگاهی و روشنفکری هم انگاری دچار یاس فلسفی شده. جامعه مدنی گو اینکه نشاط و پویایی را در زیر نگاه اقتدار حاکمیت از یاد برده. از جوانی و اراده به خلاقیت و تلاش فقط حرفی در میان است و ضعف مدیریت و برنامه ها و تصمیم های باری به هر جهت جایی را برای امید وار بودن نگذاشته و نخبه ها و فعالان سیاسی و خواستاران تحول و پیشرفت هم در کار این ملک مانده اند و به قولی بگو هر چه شود! اما شاید ما ایرانی ها نیازمند باز اندیشی به نقش فرد فردمان هستیم برای بر گرداندن امید به تعیین سرنوشت و ما شاید به جاست در هر جایگاهی که هستیم به روند تاثیرگزاری خود بر گرداندن اعتماد و امید اجتماعی هستیم امید به آینده و اعتماد به سرمایه اجتماعی.
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 13:40 |
لینک ثابت
•
سه شنبه ششم فروردین 1387
سال ۸۶ با همه داشته ها و نداشته هایش و با همه حوادث گونه گونش جای خود را چون سالیان پیشین که گذرانده ایم جای خود را به سال ۸۷ داد. هنوز اما مسایلی از سال پیش بر یاد ماست. چه در عرصه اقتصاد تورم و آشفتگی اقتصادی برنامه های آقای احمدی نژاد و تبعات دولتی تر شدن امور را شاهد بوده و هستیم. در عرصه سیاسی با یکه تازی اصولگرایانه و پایین آمدن سطح سیاست و رد صلاحیت ها ی گسترده و از طرفی به دلیل کنترل فضای سیاسی و اجتماعی خیلی ها دل و دماغ سیاست ورزی و سیاست جویی را ندارند!. همچنان برای ما ایرانی ها در آستانه سال ۸۷ بعد از یک قرن مشروطه خواهی و نو جویی و تحول خواهی/ برابری سیاسی و دموکراسی و قانون و آزادی و عقل مداری در عرصه حاکمیت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی/ مساله است! هنوز بخش خصوصی ما ضعیف و سهم اقتصادی ملت ما در برابر انحصار و دارایی دولت ما اندک و بی مایه می نماید!هنوز هم در پایان سال ۸۶ و در عصر ارتباطات و آزادی اطلاعات ۹ نشریه ما لغو امتیاز و در آستانه انتخابات ما عده ای به راحتی از قطار مشارکت سیاسی به چوب رد صلاحیت سلیقه ای رانده میشوند. اما آدمی به امید زنده است و با میل به تحول و تمایل به نوگرایی غمهای بیشمار را تحمل می کند! مهم این است که جامعه ایرانی در مسیر تحول خواهی و بالندگی است گرچه موانع سخت همچون رفتار سیاسی دولت حاکم و شرایط خار ج از اراده اکثریت مردم گاهی هم دلها را سخت میفشرد! سالها که از نو از راه میرسند اما میتوانند برای ما امید و نشاط و بزرگ منشی و بلند بالایی طبع و بهروزی خواهی و شادی جویی و چیزهایی زیبا ی بیشماری را با خود به ارمغان بیاورند چه زیستن در گذر سالیان و در سیروریت بهار و تابستان و پاییز و زمستان به موازات فهم جویی ما و تکامل جویی و نوخواهی ما چه دلربا است و همدیگر را از کم ترین فاصله ها فهمیدن چه زیباست! سال جدید بر همگی مبارک و شادباش!
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 11:10 |
لینک ثابت
•
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386
این روزها در آستانه انتخابات، سخن روز مشارکت یا عدم مشارکت سیاسی در فضای نابرابر رقابتی است اما من بیشتر به فرایند گسست موجود میان جامعه و فضای سیاست می اندیشم چه ما در شرایط اکنون بیبش از هر زمانی به باز اندیشی شیوه سیاست ورزی نیازمندیم . واقعیت اینکه حتی برای پیگیری آرام مسیر اصلاحات یا هر چیزی شبیه دموکراسی توسعه یا نوگرایی و تحول هم الزاماتی را نیازمندیم اینکه تفکر حاکم و جریان صاحب قدرت بی توجه به جامعه و دغدغه هایی از نوع اصلاح طلبانه سیاست را در ایران به ابزار ماندگاری خود مبدل ساخته و امکان برابری مشارکت سیاسی را منتفی ساخته آیا زمان آن نیست به بازبینی شیوه سیاست ورزی مان بپردازیم.؟! واضح اینکه بایستی به شیوه هایی بیندیشیم که میتوان کثیر بیشتری از جامعه را برای گردهم ایی حول ارزشهای جدید و تحول خواه مجاب کرد. واقعیت اینکه سیاسیون اصلاحات به حرف زدن با جامعه و ارتباط معنایی و مستحکم با اجتماع ایرانی سخت نیازمند اند. تنها با هم افزایی صداها و نجواها و دغدغه ها وپشتیبانی افراد بیشتر و جامعه ای انگیزه مند میتوان به هژمونیک شدن دوباره توان جامعه همچون دوم خرداد ۷۶ اندیشید. مهم اینکه بدانیم در سخت ترین شرایط هم امکان پیشبری اصلاحات امکان پذیر است. کافی است با جامعه به صورت مداوم و استراتژیک هماهنگ و همراه باشیم جامعه ایرانی برای نسبت برقرار کردن دوباره با آموزه هایی از نوع گزاره های اصلاحی گری نیازمند تحول در رویکرد سیاست ورزی از نوع دیگری است. اصلاحات امروز و فرداها به پشتیبانی جامعه سخت نیاز مند است!
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 18:32 |
لینک ثابت
•
پنجشنبه دوم اسفند 1386
تقابل با اصلاح طلبان وتلاش اصولگرایان برای ماندن به هر طریق در قدرت و ورود نظامیان در سیاست و بازی لیستها و تفرق در میان اصولگرایان ورویکرد رادیکال حلقه حامی احمدی نژاد وتلاش دولتیان نهم برای اثبات خود و نفی دیگران نشانگر تشدید رقابت سیاسی نیروهای موجود سیاسی ایران است از طرفی همنشینی مثلث خاتمی هاشمی و کروبی وحمایت های اخیر اصلاح طلبان از سید حسن خمینی و از دیگر سو حمایت فرمانده سپاه از طیف اصولگرا و پشتیبانی شورای نگهبان از اصولگرایان - تشکیل اصولگرایان فراگیر با محوریت لاریجانی قالیباف و رضایی هم رقابت سیاسی در ایران را در شرایط اکنون ملموستر کرده بی تردید بخش مهمی ازتحول آینده سیاست ایران حاصل حاصل همین رقابت سیاسی خواهد بود. اگر اصولگرایان از حمایت و پشتیبانی بیشتر بخش حاکمیت سیاسی برخوردارند. اما گفتمان اصولگرایی به جهت فاصله مفهومی و ارزشی اش با مطالبات تحولخواه و دموکراسی محور اکثریت مردم ایران در دراز مدت نمیتواند با خواسته ها و تمایلات سیاسی اجتماعی جامعه ایرانی نسبت معنا داری برقرار کند . سیاست های دولت نهم و انفعال مجلس هفتم وبازیهای اصولگرایان برای حفظ قدرت و حذف رقیب و عدم توجه به گزاره های تحولخواهی و الزامات دموکراسی جامعه محور و برخورد با جامعه مدنی وناکار آمدی در سیاست داخلی و بین المللی در زمان حاکمیت اصولگرایان مسایلی است که نمیتواند اکثریت مردم ایران و نخبه گان اجتماعی سیاسی و نمایندگان افکار عمومی را اقناع کند. البته اصلاح طلبان بیش از گذشته بایستی بیواسطه و با زبان مسایل امروز مردم ایران با جامعه وارد گفتگو شود. چه اصلاحات نیازمند باز سازی و تنظیم رابطه با جامعه امروز ایرانی است همه ما متناسب با جایگاه خود به دور از سانتیمانتالیسم سیاسی و اجتماعی به نظر میبایست به فکر تنظیم رابطه ای توانمند با جامعه ایرانی بوده و سخت نیازمند اندیشیدن به استراتژی اصلاحی گری و سیاست ورزی خواهیم بود....
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 16:31 |
لینک ثابت
•
شنبه بیست و هفتم بهمن 1386
نیاز به تکرار نیست که ساختار سیاسی در ایران با الزامات دموکراتیک فاصله داشته و ریشه بسیاری از مسایل کلان سیاسی اقتصادی فرهنگی و اجتماعی ایران ناشی از نبود فضای آزاد برای رقابت سیاسی است. البته اقتدارگرایی در ایران از منابع قدرت و ثروت تغدیه میکند و در این میان جایی برای مردم و نهادهای طرفدار دموکراسی باقی نمیماند. چه به راحتی شاهد هستیم که شورای نگهبان و حافظان وضع موجود با حذف گسترده رقیب فضای سیاست ایران رابسته اند . اما تحول خواهی در جامعه ایران در جای دیگری و به دور از چشم صاحبان قدرت ساری و جاری است. کافی است در رفتار و گفتار مردم ایران دقیق شویم به راحتی میتوان تفاوت سلایق و علایق اکثریت ایرانیها با گفتمان و نگرشهای حاکمان اصولگرای ایرانی را فهمید. جامعه ایرانی بی توجه به دلنگرانیهای حاکمیت راه تحول و نوگرایی را در طول زندگی روزمره و ارتباطات اجتماعی اش میپیماید اما رفتار سیاسی حاکمیت چون رد صلاحیت های گسترده و عدم درک هویت نوگرا و دموکراسی خواه نسل حاضر دره عمیقی میان حاکمیت و ملت ایجاد خواهد کرد. البته اصولگرایان بازی را در درازمدت میبازند چون گفتمان و پرنسیپ سیاسی آنها با تحول خواهی و دموکراسی و جامعه مدنی نسبتی نداشته و جامعه نوگرای ایرانی هم با آموزه های اصولگرایانه که آمیخته با اقتدارگرایی و نظامیگری است جمع پذیر نیست.احمدی نژاد- مجلس هفتم و حامیان گسترده اصولگرایی هم نتوانست دردی از دردها دوا کند! البته اصلاحات بیش از گذشته نیازمند بازنگری ذر تنظیم رابطه با جامعه است. وقت آن رسیده که با مردم با زبان قابل فهم دوباره همزبانی ایجاد کرد. روز به روز سیاست در ایران در حال دوقطبی شدن است در سویی اقتدارگرایان و در سویی خواستاران اصلاحات و تحول. آیا دوم خرداد مانندی را شاهد خواهیم بود؟
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 17:43 |
لینک ثابت
•
سه شنبه شانزدهم بهمن 1386
جناح حاکم( دولت نهم و اصولگرایان ) با اقتدارگرایی فضای نابرابر انتخاباتی را رقم زدند و از ترس اقبال عمومی به اصلاحات و شکست معنادارشان با حذف رقیب سعی در بازسازی پروژه (ماندن در قدرت به هر قیمتی) داشته و با امکانات تبلیغی و ابزارهای قدرت در اختیار خود سطح سیاست را پایین آورد. هشت سال جناح راست دیروز و اصولگرای امروز خواب فتح قدرت در مجلس و دولت را میدیدند اما گفتمان تاثیر گزار و جذابیت اجتماعی چندانی برای جلب حمایت عمومی نداشتند و پیروزی سیاسی خود را با سنگ اندازی و مقابله با اصلاحات پی گرفتند . !اصلاحات و حامیانش هم که به نفس نفس افتاد و در این بین در میان بیتفاوتی ها و متفرق شدنهای بسیار و البته با کنترل فضای سیاسی از طرف جبهه مقابل اصلاحات مجلس هفتم نا عادلانه شکل گرفت و تازه به دوران رسیده های سیاسی هم دولت نهم را تشکیل دادند و از روز نخست به تکمیل حذف اصلاح طلبان و کنترل حوزه تاثیر گزاری اصلاح طلبان همچون دانشگاهها جامعه مدنی و جریانات سیاسی اجتماعی پرداختند.هنوز هم چون به جذابیت پایین خود و عدم اقبال عمومی به خود پی برده اند با حذف رقیب و اصلاح طلبان میخواهند به صندلیها بچسبند در این میان در جبهه اصلاحات چه روشنفکرانه نسخه های کاریکاتوری پیچیده نشد و چه خودزنی ها که مشاهده نگردید اما اصلاحات نیازمند اقتدار سیاسی و اعتماد عمومی بوده و هست و در هر شرایطی هم قابل پیگیری است اما بیش از هر زمانی بایستی به تاثیرگزاری اندیشید. یکبار دیگر میشود فهمید که جبهه مقابل و اقتدارگراها اصلاح طلبان را و دموکراسی خواهان و نیروهای سیاسی اجتماعی و روشنفکری طرفدار اصلاحات را متفرق و دور از هم می پسندند . اما مگر میتوان قدرت متحد و متمرکز نهفته در اصلاحاتی که یک سر در انگیزه و اعتماد عمومی و یک سر در اجتماع توانمند جریانات سیاسی اصلاح طلب دارد نادیده انگاشت. در شرایطی که دولت نهم در مدیریت کشور با بحران روبروست و اصولگرایی دردی از جامعه دوا نکرد و نمیکند! اصلاحات نیازمند اقتدار و همبستگی عمومی است!
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 20:10 |
لینک ثابت
•
شنبه سیزدهم بهمن 1386
اصلاحات که با طرح مسئله و مطرح ساختن گفتمانی مبتنی بر دموکراسی خواهی و تاکید بر جامعه مدنی و توسعه سیاسی در حال پیگیری است در شرایطی که جبهه مخالفین و دولت نهم رد صلاحیت گسترده نموده- نیازمند عمل و ابتکار سیاسی است عملی سیاسی که همزمان هم اجماع نخبه گان و کارگزاران سیاسی را در پی داشته باشد و هم بسیج عمومی و حمایت نیروهای حامی و پشتیبان را. وقتی رقیب و البته مخالفان اصلاحات ساختارهای قدرت را در اختیار دارند و وقتی که در شرایطی مثل شرایط اکنون دولت نهم و اصولگرایان با کنترل بر مجاری توزیع قدرت سیاسی سعی وافری در کنترل منتقدین و اصلاح طلبان دارند چاره ای جز گسترش فشار اجتماعی و بالا بردن هزینه این کنترلها نمیماند تعارف و پیگیری حداقلها همیشه هم چاره ساز نیست. دموکراسی و پیگیری مطالبات اساسی و سیاسی اکثریت مردم حتی در شرایط سخت هم قابل پیگیری است به شرطی که لیدرها و تاثیرگزاران سیاسی اجتماعی و رفتارهای فردی روشنفکران و حامیان خواهان اصلاحات هماهنگی را ترجیح داده از هر فرصت برای هم افزایی نیروها بهره ببرند و با تنظیم رابطه با جامعه و اعتماد سازی در بین نیروهای پشتیبان و دموکراسی خواه استفاده کنند.و البته با ابتکار عمل و اقتدار با جناح اصولگرا و حاکم مقابله کنند. روند مقابله با اصلاحات از زمان دولت خاتمی و مجلس ششم وتا به رد صلاحیت گسترده کاندیداهای مجلس هشتم و برخورد با فعالین مدنی و جریانات سیاسی و نفی مطالبات اصلاحی از طرف دولت نهم ضرورت دور میزنشینی و تاکید بر عملگرایی و ابتکار عمل نتیجه گرا را جهت پیگیری روند اصلاحات را ایجاب نموده است . بیتفاوتی و دور از هم نشینی چه از طرف نخبه گان چه از طرف جریانات سیاسی خواهان اصلاحات و چه از طرف مردم و جامعه و نیروهای خواهان تحول دردی از آینده دوا نمیکند . برای عمل سیاسی و بالا بردن هزینه برخورد با اصلاحات هم بایستی تدبیری اندیشید عملگرایی نتیجه گرا نه انفعال و نا امیدی و اقتدار اجتماعی نه انفعال اجتماعی
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 12:13 |
لینک ثابت
•
شنبه ششم بهمن 1386
رد صلاحیت گسترده و بی سابقه ۲۲۰۰ نفر از کاندیداها که اکثریت آنها از اصلاح طلبان بوده اند نشان دهنده اراده اقتدارگرایان و مخالفین حاکمیت مردم برای انسداد سیاسی است. جالب اینکه بارها اصولگرایان و شحص آقای احمدی نژاد با حرفهای عوام فریبانه خود را خادم ملت لقب میدهند اما عقل سلیم نمی پذیرد که منتسبین به این خادمین ملت در ستاد انتخابات کشور و هیئت های اجرایی حق اساسی و مدنی کاندیداها را نا دیده گرفته و با رد صلاحیت گسترده فضا را برای یکه تازی جناح حاکم آماده کند.وگرنه داوری در باره کاندیداها حق مردم است و نمایندگان وکیل مردم اند نه وکیل حاکمیت و جناح حاکم! کجاست آقای لاریجانی وقتی از آشتی ملی میگفت. چرا صدایی از اردوگاه اصولگرایان بلند نمیشود.آقایان حداد باهنر و نمایندگان ملت چرا سکوت اختیار میکنند! البته انتظار از کسانی که از این رد صلاحیتها سود میبرند نباید داشت! چرا مخالفین اصلاحات -و کسانی که نه در سر سودای حاکمیت مبتنی بر قاعده قانون و اخلاق و سالاری مردم که در دل و ذهن حدف رقبا و حکومت بسته را میپرورانندُ -تن به شرایط برابر رقابت نمیدهند؟ گو اینکه (بیتفاوتی) هم آفت دیگری است که جامعه ما دچارش میشود! البته رسیدن به دموکراسی نیازمند همه این راههای سخت هم هست. اما شایسته نیست به راحتی از کنار بی انصافی های اینچنینی در گذریم. هزینه هر اقدامی در جهت مقابله با حقوق اساسی مردم را بایستی بالا بردو علت رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان را برای جامعه بایستی تبیین کرد. مجلس هفتم و دولت نهم و سیاستهای اصولگرایانه در جلب اقبال عمومی ناتوان ماندند. اقبال افکار عمومی به اصلاحات و البته نگرانی اکثریت مردم از و ضعیت کشور خواب را بر اصولگرایان و دولتیان نهم آشفته کرده و میدانند که در رقابت عادلانه امکان پیروزیشان اندک است و رد صلاحیتها بیانگر ضعف آنهاست! اما رد صلاحیتها هم درد آنها را دوا نمیکند. افکار عمومی هوشمند است و قضاوت درست را میتوان از میان مردم شنید...
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 18:3 |
لینک ثابت
•
پنجشنبه چهارم بهمن 1386
نمایندگی منتسب به حق انتخاب شدن از طرف مردم بوده و مردم بخشی از حق مشارکت در تصمیمگیری و قانونگزاری را به نمایندگان خود تففیض میکنند بر این اساس از نظر حقوقی مردم و یا نهادهای مردمی از جمله احزاب میتوانند صلاحیت نمایندگان را بررسی و مورد قضاوت قرار دهند. اما متاسفانه بخش مهمی از کیفیترین نیروها همچنان با اعمال نظر سلیقه ای و البته سیاسی و به منظور حذف رقیب طعم تلخ رد صلاحیت ها را میچشند. اینکه بخش مهمی از کاندیداهای اصلاحطلبان و منتقدین دولت نهم و معتقدین به حاکمیت قانون رد صلاحیت میشوند نه تنها نشاندهنده اقبال عمومی به اصلاح طلبان بوده که بیانگر نوعی از دخالت در انتخابات از نوع حذف رقبا بوده و این روند اصل انصاف و عدالت را در مشارکت سیاسی آزادانه شهروندان و فعالین سیاسی زیر سوال برده است. بی تردید مخالفین اصلاحات همچنان حاضر به پذیرش الزامات دموکراسی و قاعده تقسیم قدرت نبوده و با رد صلاحیت های گسترده شرایط زمین بازی را خودشان میخواهند تعیین کنند. دولت نهم نشان داد نه تنها از مدیریت اجرایی کشور ناتوان است بلکه توان برگزاری انتخاباتی عادلانه را نیز ندارد. به نظر اصلاح طلبان بایستی در استراتژی سیاسی خود تجدید نظر کنند چه انتخابات نیازمند شرایط برابر برای مشارکت همه جریانات سیاسی است ....
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 12:18 |
لینک ثابت
•
دوشنبه بیست و چهارم دی 1386
اصولگرایان در داوری درباره اصلاح طلبان البته از قضاوتهای غیر قابل سنجش بهره میبرند. گو اینکه اصلاحات و رویکردهایی مبتنی بر توسعه سیاسی و دفاع از حقوق اساسی ملت و تاکید بر تقویت جامعه مدنی / آزادی مطبوعات و دفاع از حقوق جامعه و شهروندان(مثلا در مجلس ششم) و سایر گزاره های مورد تاکید اصلاحات به زعم اصولگرایان مسئله مردم نیست! و مسئله ایرانی ها مسائل مد نظر اصولگرایان است! اما قضاوت در این باب برای مردم سخت نیست!چه پیگیری مطالبات دموکراسی خواهانه و تاکید بر عدالت سیاسی از سطح مشارکت شهروندان تا مشارکت نخبه گان برای حل مسایل کلان ایران یک ضرورت است که داوران هوشمند دلیلش را میفهمند! وعقلا باور دارند که حل مسایل اقتصادی نیازمند بهره مندی از نوعی مدیریت علمی در سایه امکان مداخله نخبه گان اقتصادی و پیگیری برنامه های اقتصادی مورد نظر انهاست .و اینها با سیاستهای اقتصادی پوپلار دولت نهم عملی نیست! بر اساس قضاوت هوسمندان سیاسی! حل مسایل مربوط به توسعه سیاسی و بهره مندی جامعه از مواهب اصلاحات مبتنی بر خواست عمومی در گرو گزاره ها ی مدرن اصلاحات و بازسازی اعتماد عمومی به اصلاحات قابل پیگیری است.دلسردی جامعه ایرانی هم ناشی ازنبود فضای اصلاحی مورد نظر اکثریت هست طبیعی است که نقدهایی هم به دوران اصلاحات دارند. اما سهم اصولگرایان امروز و مخالفان اصلاحات دیروزدر مخالفت فزاینده با مطالبات اولویت دار اکثریت و روند اصلاحات که مراکز اصلی قدرت در اختیارشان بوده برجسته تر بوده. از طرفی اصولگرایان در مجلس با شعار آبادگری و معیشت امدند و تورم و بی برنامه گی اقتصادی را مردم با هزاران مصداق میسنجند و البته با شعار خدمت به مردم و حل مشکلات اقتصادی و وعده آوردن نفت به سفره ها دولت تشکیل دادند و عملیاتی نشدن شعارهاشان را در شرایط وضعیت عالی در امد نفتی هم به قضاوت مینشینند.مردم هم خوب قضاوت میکنند!
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 17:55 |
لینک ثابت
•
جمعه بیست و یکم دی 1386
و سر انجام برف و سرما با همه زیباییهایش با تلخی قطع گاز و افت فشار آن در استانهای شمالی مازندران گیلان /آذربایجان شرقی و غربی و خلخال(با سرمای۳۰ -)همراه شده است و در این میان نه صدایی از مجلس هفتم و نماینده های اصولگرا بر خواست و نه مدیران دولت نهم سعی چشمگیر برای رفع این مشکل کرده اند. و نه نشانی از عذزخواهی!است. اخلاق سیاسی حکم میکرد که دولت آقای احمدی نژاد از مردم عذرخواهی کند .مگر ایشان با نقد ناصواب دولتهای گذشته از آوردن نفت به سفره ها و کاستن از مسایل مردم حرف نزده بود؟ صرف سفر به قول خودشان( سر زده) چه مشکلی را حل میکند شعور عمومی میپرسد در کشوری که منابع انرژی اش فراوان بوده و مدیران ارشد دولت نهم بارها از پارس جنوبی و حجم سرمایه گذاری بالا (با وجود تحریم ها) حرف میزنند. چرا در برابر سرما مردمش طعم تلخ مشکلاتی از جمله افت فشار گاز را تجربه کند. مگر کشور داری ادعای داشتن برنامه برای مدیریت جهان است که آقای احمدی نژاد در مصاحبه با رسانه ها از آن حرف میزند؟ این دوستانی که در کیهان بر علیه اصلاح طلبان و در دفاع از برنامه های معیشت مدار حاکمیت دولت و مجلس اصولگرا سرمقاله می نویسند . مگر این مشکل معیشتی مردم را نمیبینند؟ به راستی ما را چه شده است؟ ایا باز هم میتوان نپرسید مگر وعده اصولگرایان در آغاز مجلس هفتم حل مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم نبوده مگر دولت نهم خود را وامدار و خادم ملت بیان نکرده. اگر این اتفاقات در زمان آقای خاتمی میافتاد صداها و فریادها تا کجاها که نمیرفت؟!
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 19:52 |
لینک ثابت
•
چهارشنبه نوزدهم دی 1386
نتایج و آثاری که جریانات سیاسی در عرصه سیاسی اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی جامعه از خود در طول حکمرانی به جا میگذارند میتواند قضاوت درستی را درباره آنها رقم بزند. واقعیت این است که مجلس هفتم که در شرایط نابرابر حاصل از رد صلاحیت ها تشکیل شد نه تنها اقتدار ویژه ای نداشته که اکثریت نمایندگان اصولگرا از نمایندگی ملت فقط نشستن بر صندلی آرام مجلس را به یادگار گذاشتند. چه اگر امروز در جامعه ایرانی تورم و گرانی و البته مدیریت بی کفایت مدیران را شاهد هستیم صدای اعتراضی از اردوگاه اصولگرایان مجلس بلند نشده. از طرفی اینان که با شعار آبادگری و آبادانی آمده بودند به راستی چه اثر و نتیجه ملموسی را در روند زندگی مردم و آبادانی جامعه ایرانی باعث شده اند؟ گو اینکه امثال آقای حداد وقتی روز تحسن نمایندگان رد صلاحیتی مجلس ششم را تلخ ترین روز زندگی اش مینامد یادش میرود که وکیل مجلس اخلاقا بایستی مدافع حقوق سیاسی و مدنی مردم از جمله امکان رقابت برابر سیاسی برای همه رقبا هم باشد البته باز هم ایشان اخیرا کسانی را که به زعم خود فاقد صلاحیت اند از کاندیداتوری منع میکند! البته اصولگرایان به گزاره های دموکراتیک باور ندارند. اثر و نتیجه سیاستهای حاکمیت اصولگرایان همراه با مسایل و مصائب اکنون جامعه ایرانی شاهد هستیم! در این شرایط اصلاح طلبان با همه تفاوتها به نظر بایستی به صورت استرتژیک با کنارگذاشتن اختلافات تاکتیکی یکبار دیگر سیاست حضور توانمند خود را در تمام سطوح از جامعه مدنی تا سطح سیاسیون به نمایش بگذارندُ البته با ثبت نام چهره های شاخص و کارگزاران مجرب ائتلاف اصلاح طلبان امیدها جوانه میزند تا ....!
نوشته شده توسط بهزاد عبدی
در 18:44 |
لینک ثابت
•